آب ناجی زندگی است .صرفه جویی در بخش کشاورزی تنها راه نجات از بحران .قطرات آب در طبیعت مانند قظرات خون در رگ .نحات آب هدیه ی زندگی به آیندگان است مدیریت منابع آب در شرایط خشکسالی - ناجیان آب کشاورزی
X
تبلیغات
رایتل
 
ناجیان آب کشاورزی
همه باهم حیات را به زمین برگردانیم

گروه: صنایع و توسعه روستایی
نویسنده / مولف: مجتبی یحیی آبادی، مصحل الدین رضایی

خشکسالی به دوره ای از زمان اطلاق می شود که عرضه رطوبت در آن زمان در سطح مشخصی کمتر از حد مورد انتظار شرایط معمول آب و هوایی باشد و به طور کلی خشکسالی را از نظر جوی، هیردولوژی و کشاورزی مورد بحث قرار می دهند.   

                                   

شاید از خود بپرسیم آیا پیشرفت در زندگی بشر موجب شده تا با پدیده خشکسالی برخوردی متفاوت با یک بالی غیرمترقبه کنیم؟ بدون شک خشکی بعنوان یک پدیده آب و هوایی ممکن است هرچند گاهی رخ دهد اما آیا در طول دوره های خشکی گذشته برنامه های موفقیت آمیزی اجرا شده است؟ آیا از بی تدبیریهای گذشته درس آموخته ایم؟ شواهد نشان می دهد که جامعه تمایلی برای برنامه ریزی جهت مقابله با خشکسالی یا پیش بینی آن نداشته است.

خشکسالی به دوره ای از زمان اطلاق می شود که عرضه رطوبت در آن زمان در سطح مشخصی کمتر از حد مورد انتظار شرایط معمول آب و هوایی باشد و بطور کلی خشکسالی را ازنظر جوی، هیردولوژی و کشاورزی مورد بحث قرار می دهند وبعضی نیز اصطلاح خشکی از منظر جامعه شناسی (Sociologicaldrough) را معرفی کرده اند که در آن آب قابل دسترس کمتر از حد مورد انتظار جهت فعالیتهای اقتصادی و اجتماعی است بطور کلی خشکسالی از دو جزء تشکیل شده است.

1- جزء آب و هوایی که منجر به کاهش بارش و آب قابل دسترس می شود.

2- جزء تقاضا برای مصرف آب.

معمولا دولت ها در برخورد با پدیده خشکسالی عمده فعالیت خود را جزء دوم یعنی کاهش تقاضا برای مصرف اب متمرکز می کنند. با این حال اگر چه برنامه ریزی دولتها برای مواجه شدن با پدیده خشکسالی می تواند تا حد زیادی موثر باشد اما قبل از هرگونه برنامه ریزی باید مشکلات اساسی که مانع اجرای فعالیت موردنظر می شود را شناسایی کرد. مقاله مورد نظر به بحث درباره این عوامل در مدیریت خشکسالی پرداخته و مباحثی همچون شناسایی نشانه های خشکسالی جهت برنامه ریزی موانع عمده برنامه ریزی برای خشکسالی و راهکارهای برنامه ریزی را مورد بررسی قرار می دهد.

 

واژه های کلیدی: آب، خشکسالی، مدیریت، موانع برنامه ریزی

 

مقدمه

نگرش انسان به آب به فراوانی آن بستگی دارد اگر فراوان باشد ازنظر برخی موهبتی الهی تصور می شود که در هر زمان و به هر مقصودی آزادانه می توان از آن بهره مند شد اگر کمیاب باشد به کالایی بس ارزشمند مورد توجه عموم و مساله ای برای ستیزه و حتی جنگ، بین استفاده کنندگان آن تبدیل می شود. تمدنهای گوناگون نسبت به آب، طیفی از نگرشها بین ان دو کران داشته اند حقیقت تلخی که با آن روبرو هستیم این است که برکات ناشی از آب به یکسان بر جهان ارزانی نگشته اند و از این رو در بسیاری از نقاط جهانی با پدیده خشکسالی روبرو هستیم از ابتدای تاریخ خشکسالی بخشی از تغییرات آب و هوایی محیط ما بوده است و بقا بشریت گواهی است بر ظرفیت تحمل پذیری او در چنین پدیده آب ود هوایی اولین گزارشات مربوط به کوششهای بشر برای مبارزه با خشکسالی در داستان حضرت یوسف در انجیل آمده است که در آن فرعون مصر به یوسف مامویت داد تا اولین برنامه های مبارزه با خشکسالی را تهیه و اجرا کند. شاید از خود بپرسیم ایا پیشرفت در زندگی بشر موجب شده تا با پدیده خشکسالی برخوردی متفاوت با یک حادثه غیرمترقبه داشته باشیم؟ بدون شک خشکی به عنوان یک پدیده آب و هوایی ممکن است هرچند گاهی رخ دهد اما در طول دوره های خشکی گذشته برنامه های موفقیت آمیزی اجرا شده است؟ آیا از بی تدبیریهای گذرشته درس آموخته ایم؟ شواهد نشان می دهد که جوامع تمایلی برای برنامه ریزی جهت مقابله با خشکسالی یا پیش بینی آن نداشته اند. به نظر می سد همیشه بجای برخورد پیشگیرانه و برنامه ریزی قبلی با خشکسالی اقدام به واکنشهای مقطعی می کنیم و مهمترین عملی که همه منتظر آن هستیم این است که باید انتظار باران بکشیم خشکسالی به دوره ای از زمان اطلاق می شود که عرصه طوبت در آن زمان در سطح مشخصی کمتر از حد مورد انتظار شرایط معمول آب و هوایی باشد.

بطور کلی خشکسالی از دو جزء تشکیل شده است جزء آب و هوایی که منجر به کاهش بارش و آب قابل دسترس می شود و جزء تقاضا برای مصارف آب معمولا دولتها در برخورد با پدیده خشکسالی عمده فعالیت خود را در جزء دوم یعنی کاهش تقاضا برای مصرف اب متمرکز می کنند. قبل از هرگونه برنامه ریزی جهت برخورد با خشکسالی باید مشکلات اساسی که مانع اجرا فعالیتهای مورد نظر می شود را شناسایی کرد.

 

موانع برنامه ریزی کارآمد برای خشکسالی

اگرچه برنامه ریزی دولتها برای مواجه شدن با پدیده خشکسالی می تواند تا حد زیادی موثر باشد، اما قبل از هرگونه برنامه ریزی باید مشکلات اساسی که مانع اجرای فعالیتهای موردنظر می گردد را شناسایی کرد. پنج مانع عمده که باید مورد بررسی قرار گیرند عبارتند از:

شفافیت خشکسالی، تصادفی بودن خشکسالی، پدیده خشکسالی، هزینه ها و ضررهای خشکسالی و ملاحظات سیاسی

1- شفافیت سازی تعریف خشکسالی

برنامه ریزان و مدیران سوانح غیرمترقبه بر این باورند که پدیده هایی همچون خشکسالی کاملا شفاف و بر همگان روشن سات اصولا برنامه های لازم جهت کاهش اثرات اغلب سوانح طبیعی امری مشکل است زیرا شدت و دوره بازگشت این حوادث ناشناخته اند اگر چه تخصص چندانی برای تعیین زمان سیل، آتشفشان یا زلزله لازم نیست با این وجود عدم اطمینان قابل توجهی در مورد زمان شروع و ختم پدیده خشکسالی وجود دارد. از طرفی خشکسالی یک حادثه آنی نیست بلکه نوعی پدیده تدریجی است. بحث درباره برنامه ریزی خشکسالی و مدیریت منابع آب تعریفی از اجزا تشکیل دهنده خشکسالی است. عدم صراحت و شفافیت در تعریف می تواند یک عامل اساسی در اینکه جرا برنامه ریزی برای خشکی و مدیریت منابع اب آنچنانکه شایسته است مورد توجه قرار نگرفته باشد.

2- تصادفی بودن خشکسالی

ازنظر تاریخی، تا زمانیکه خشکسالی منجر به کمبود شدید آب نشود، توجه دولتها به آن جلب نمی شود بیشترین مانع برای برنامه ریزی کمبود آب حاصل از خشکسالی، تصادفی بودن این پدیده است خشکسالی به عنوان یک امر مسلم باقی خواهد ماند و فقط دوره و شدت آن نامعلوم است بنابراین عقلانی است که برای کاهش هزینه ها و عوارض خشکسالی برنامه ریزی مناسب انجام داد.

3- پدیده خشکسالی

مانع دیگر در راه برنامه ریزی خشکسالی در ماهیت این پدیده نهفته است. خشکسالی می تواند بهترین سیاستها و برنامه ریزیها را غیرعملی سازد مگر آنکه افراد هر جامعه در برخورد با این پدیده به یک توافقی در بینخود برسند یا اینکه از طرف دولت مجبور به انجام برنامه های مورد نظر شوند. افرادی که خشکسالی را تجربه می کنند، دارای اختیارات محدودی برای مقابله با آن هستند و مقابله جمعی توسط تمامی افراد (چه آنها که خشکسالی را تجربه کرده اند و چه آنها که تجربه نکرده اند) بهترین راه حل را ارایه می دهد.

4- هزینه ها و عوارض خشکسالی

عدم اطلاع عمومی از ضرر و زیانهای خشکسالی یکی دیگر از دلایلی است که علاقه مندی برای برنامه ریزی خشکسالی را کاهش می دهد عموما تصور بر این است که میزان ضررهای ناشی از خشکی کمتر از سوانح غیرمترقبه (که معمولا واضح تر و در دوران کوتاهتری اتفاق می افتد) است. در مقام مقایسه ضررهای خشکسالی در زمان طولانی تری توزیع می شود. زمانیکه به ضررهای واقعی خشکسالی پی برده شود، این ضررها می تواند ضررهای ناشی از حوادث غیرمترقبه را ناچیز جلوه دهد. برای مثال در استرالیا بین سالهای 1975 - 1945 ضررهای خشکسالی چهار برابر ضررهای ناشی از دیگر سوانح طبیعی غیرمترقبه بوده است. بهعلاوه تمامی هزینه های ناشی از خشکسالی کاملا مشخص و تعریف شده نیست. اثرات اجتماعی خشکسالی و هزینه های مربوط به آن و چگونگی نفوذ اثرات آن در سراسر جامعه و اینکه در نهایت چه کسانی را تحت تاثیر قرار می دهد باید بهتر شناخته شود. ضررهای غیرمستقیم ناشی از خشکسالی بسیار بیشتر از ضررهای مستقیم آن هستند اما بدلیل ماهیت پراکندگی و کمرنگی آنها امکان تشخیص و ارزیابی آنها مشکل است و اغلب ناشناخته می ماند اصولا تصادفی بودن خشکسالی و کاهش سریع علاقه مندی عمومی به مسایل خشکسالی بعد از شروع یک بارش باران و منابع محدود برای برنامه ریزی تعیین ضررهای غیر مستقیم حاصله از خشکی را کمتر ضروی می سازد و تا زمانیکه هزینه ها و ضررهای پراکنده و کم رنگ خشکسالی تعیین و مشخص نشوند، مسئولان و تصمیم گیرندگان، آگاهی همه جانبه ای از ضررهای خشکی نخواهند داشت.

5- ملاحظات سیاسی

در بعضی از کشورها ملاحظات سیاسی مانع از درک واقعیات و مسایل خشکی و اعلام به موقع به مردم و در نتیجه مانع از تهیه و تدوین برنامه های لازم برای روبرو با این پدیده می شود. این ملاحظات می تواند به صورت محلی و در داخل یک کشور یا در ابعاد بین المللی و به منظور اهداف خاص سیاسی صورت پذیرد. بنابراین لازم است به منظور برخورد صحیح با پدیده خشکی و به حداقل رساندن ضررهای آن، هرگونه ملاحظات سیاسی چه در ایجاد سازمانهای وابسته، تعیین مسئولان و مدیران مربوطه، زمان اخطار، عمومی، نظارت بر اجرای برنامه های پیشنهادی و چگونگی هزینه کردن اعتبارات تخصیص یافته، تهیه و تدوین قوانین اضطراری و برآورد صحیح از میزان خسارات مستقیم و غیرمستقیم خشکسالی از بین برود.

چهارچوب اصلی جهت برنامه ریزی:

مسئولیت مدیریت منابع آب در هنگام خشکسالی که توسط دولت تعیین می شود، لازم است به نحوی گسترش یابد که اقدامات مورد نظر به موقع صورت پذیرد. هرچند افزایش بازوهای اجرایی دولت برای حوادث غیرمترقبه همچون خشکسالی، قابل پیش بینی است، با این وجود کارهای مورد نظر توسط استانها در درجه اول معمولا با سازماندهی عملیات مدیریتی در حوزه اختیارات خود شامل نشان دادن عکس العمل به یک واقعه غیرمترقبه پس از اتفاق افتادن است تا اینکه فعالیتهای را به عهده گیرند که برای کاهش ضررهای قبل از وقوع حادثه باشد.

راهکاری برنامه ریزی:

ارایه دهندگان مدلهای استفاده از آب‌ (4)، پنج فاکتور زیر را مورد تاکید قراردادند که شامل: شناسایی مشخصه های خشکسالی، معرفی حدود اختیارات دولت، چگونگی آگاه ساختن مردم، روشهای کاهش مصرف آب و حفظ درآمد و نظارت بر مصرف کنندگان آب هستند.

این فاکتور ممکن است پاسخی به سوالات زیر باشد:

خشکسالی چه موقع به وقوع می پیوندد؟

در صورت بروز خشکسالی، چه کسی مسئولیت مدیریت آن را بر عهده می گیرد؟

چگونه باید مردم را آگاه ساخت؟

چگونه باید حق آبها را کاهش و میزان مصرف آب را تعدیل دارد؟

و چگونگی اطمینان از کاهش مصرف آب.

نداشتن پاسخ مناسب به هریک از سؤالات فوق از جدی بودن مدیریت موثر برنامه ریزی آب خواهد کاست هریک از این راهکارها را می توان مورد بررسی قرار داد.

شناسایی مشخصه های خشکسالی:

از آنجائیکه تصمیم گیری در مورد آغاز یا خاتمه شرایط خشکی تا حدی مشکل به نظر می رسد، باید به منظور جلوگیری در اجرای مدیریت منابع آب، از مشخصه های خشکسالی استفاده کرد. هنگامیکه این مشخصه ها تعیین شود، مصرف کنندگان آب می توانند برنامه لازم را تهیه و در مورد سرمایه گذاریهای آینده تصمیمگیری کنند. علایم نشان دهنده خشکسالی باید دقیق و مشخص باشد تا در تصمیمگیری ایجاد ابهام نکند. مشخصه های مختلفی را می توان جهت اعلام بروز شرایط خشکی مورد استفاده قرارداد که شامل شاخصه های شدت خشکی (شاخص پالمر)، میزان رواناب در نهرها، داده های آماری در مورد میزان بارش مورد نیاز، درجه شوری آب رودخانه ها، پتانسیل مخرب بعضی آبها برحیات وحش و ماهیها و وضعیت موجود آبهای زیرزمینی است. (5)

برای بعمل آوردن هریک از مراحل خشکی سه نشانه از پنچ نشانه های خشکی، نشان دهنده سطح خشکی است. نشانگرهای خشکی نباید پیچیده باشد به نحوی که موجب عدم اطمینان در تعیین هریک از مراحل خشکسالی شود. برای مثال اگر بارندگی و ذخایر سطحی دو علامت خشکی هستند، تصمیم در مورد عملی کردن طرحهای مورد نیاز، در زمانیکه بارندگی کمتر از حدمعمول و ذخایر آب در حالت معمول هستند، مشکل خواهد بود. هنگامیکه فقط یک منبع آب وجود داشته باشد وجود یک نشانگر خشکی نیز کافی به نظر می رسد. برای مثال وقتی تنها منبع آب یک شهر، ذخیره های سطحی باشد، طرحهای مدیریت منابع آب هنگامی فعال خواهد بود که حجم ذخیره منبع (برحسب درصد فصلهای عادی) از مقدار مشخصی کمتر شود.

یک معیار لغزنده برای نشان داندن مشخصه های خشکسالی، میتواند بطور نموداری و بصورت ذخیره منبع که با منحنی میزان ذخیره منبع تعیین می شود، باشد. هنگامیکه میزان واقعی ذخایر به منطقه هشدار خشکی می رسد، برنامه کاهش تحویل آب از حوزه به نقاط مختلف اجرا می شود. زمانیکه آبهای زیرزمینی یکی از منابع اصلی عرضه آب باشد، می توان از علایم خشکی بر مبنای آبهای زیرزمینی استفاده کرد.

اغلب برنامه های مدیریت منابع آب، مراحل ترتیب یافته پیشرفت خشکی را با میزان معینی از کاهش مورد نظر هماهنگ کرده اند. در آمریکا، اداراتی که دارای برنام مدیریت آب هستند به این نتیجه رسیده اند که امکان وقوع خشکسالی در فصل پاییز کمتر است و اما اگر این امکان روی دهد، امکان آنگاه خشکی توسعه یافته و شدیدتر شود، زیاد است. (2)

تعیین و انتخاب مسئولین دولتی:

تعیین یک واحد مسئول دولتی که دارای یک قدرت برنامه ریزی برای شرایط خشکسالی باشد، قبل از وقوع خشکسالی یکی از نکات حیاتی جهت مهیا شدن برای مدیریت منابع آب در دوران خشکی است.

به این منظور لازم است واحد تعیین شده فوق از قدرت اجرایی و اختیارات لازم جهت اعلام وقوع خشکسالی و تغییر الگوی مصرف آب برخودار باشد. میزان اختیارات مسئول این واحد نیز باید دقیق و شفاف باشد.

عدم شفافیت لازم در حدود اختیارات میتواند باعث ایجاد شرایطی شود که مقامات ذیربط برای اجتناب از برخورد با گروههای مردم، تصمیمات خود را به تاخیر اندازند و این تاخیر موجب کاهش حفاظت کمی وکیفی از منابع آب می شود.

اخطار بروز خشکسالی:

هنگامیکه بروز شرایط خشکسالی، مدیریت جدید منابع آب را می طلبد، لازم است فورا مردم را از شرایط جدید آگاه ساخت. این اخطار باید شامل اطلاعات لازم برای کاهش مصرف آب، زمان اجرای آن و قابلیت و راهکاری لازم باشد. چگونگی اعلام حالت خشکسالی به مردم باید بر اساس وضعیت محلی بوده و مسایل اقتصادی نیز در آن مدنظر قرار گیرد.

کاهش مصرف آب و حفظ ساختار اقتصادی:

وجود یک سیستم تعیین اولویتهای مصرف آب قبل از وقوع خشکسالی ضروری است به نحوی که هریک از مصرف کنندگان آب قبل از بروز خشکی از برنامه های محدودسازی مصرف آب مطلع شوند.

همچنین اگر ادارات، صنایع و بنگاههای تجاری، قبل از بروز خشکسالی از برنامه های کاهش مصرف آب آگاه باشند، می توانند برنامه های اضطراری خود را برای کاهش مصرف آب تنظیم و تدوین کنند. بدون شک کاهش مصرف آب، کاهش درآمد عرضه کنندگان آب را بدنبال دارد. این کاهش درآمد در زمانی به وقوع میپیوندد که هزینه های مقابله با خشکسالی به بیشترین میزان خود می رسد. درصورت عدم وجود یک صندوق ذخیره مالی یا حساب بانکی اضطراری خشکسالی، عرضه کنندگان آب باید نرخ آب بها را افزایش داده یا یک قیمت اضافی را در شرایط جدید اعمال کنند. استفاده از عوارض خشکسالی مزیت بیشتری نسبت به افزایش آب بها دارد. مثلا اعمال عوارض خشکسالی برای مسئولین راحتر بوده و میزان افزایش درآمد از این طریق قابل پیش بینی است. این نوع افزایش موقتی قیمت برای مصرف کنندگان آب مقبولیت بیشتری دارد و قابل درک است زیرا فقط در شرایط اضطراری اعمال می شود و ترس از ادامه افزایش نرخ آب را برای جبران کاهش درآمد در دوران خشکی پس از رفع آن از بین می برد.

چگونگی نظارت بر رعایت برنامه مصرف کنندگان آب:

تجربه نشان داده است که کاهش بیش از 25 - 20 درصد میزان آب را نمی توان بادرخواست داوطلبانه دست آورد. (6) به نظر نمی رسد که نوعی توافق همگانی در مورد اینکه مقررات قانونی صرفه جویی آب یا افزایش آب بها و عوارض خشکسالی راههای موثرتری برای کاهش مصرف آب نسبت به آنچه از طریق صرفه جویی داوطلبانه حاصل می شود باشند. بعضی از مدیران سازمانهای آب، از خود آنها یا گروهای مدافع منابع آب صورت می گیرد. با این حال دادن اختیارات لازم به مامورین و مسئولین دولتی جهت نظارت برحسن اجرای برنامه های ویژه خشکسالی، ضروری است.

حقیقیت بسیار مهم آن است که کمبود آب به عنوان یکی از موارد آسیب پذیری زیست محیطی پدیده جدیدی نیست و کشاورزان در نواحی گرمسیری و خشک همواره با چنین کمبودی زندگی کرده و مکانیسم سازش و کنار آمدن خود را با طبیعت و شیوه های بقایشان را ابداع کرده اند. آنچه در محدوده پایداری یا تداون پذیری، موضوع جدیدی تلقی می شود، تاثیر افزایش چگالی جمعیت است که مردم سرزمینهای خشک جهان با آن مواجه اند. (7)

 

مراجع

1- yevjevich, V., Drought research conference on drought research need, Colorado state university, 1977.

2- Walker, W., and others Management of water for Drought Conditions Virginia water Research center, 1986.

3- Heathcode, R.L., Drought mitigation in Australia P.P.255-237, 1986.

4- King D.B, and others Model water use act with Comments

University of Michigan P.P.533-614, 1958.

5- Hrezo, M.S., and Bridgeman, P.G. Drougtht planning into water resources management Natural Resources journal P.141-167, 1986.

6- California Department of water Resources Urban drought guidebook, 1988.

7- Falkenmark, H.and others Water scarcity: an ultimate constraint in third work Development Report 14, university of Linkoping, 1990.

خبرگزاری کشاورزی ایران (ایانا)



جمعه 2 اردیبهشت‌ماه سال 1390 :: 06:43 ق.ظ ::  نویسنده : ناجیان آب
آمار وبلاگ
تعداد بازدیدکنندگان: 115699

                    
 
 
 
log